سک سک
آره خودمم نمردم زندم هنوز!
داییم خوب شد و من خیالم راحت همون داییم که تهرانه از اول شهریور اومده بود یزد واسه عمل قلب فک کن ۹۵ درصد رگهای قلبش گرفته بود منم که اند هر چی دلشوره هست همیشه میگیرم اصلا این چند رو ناخوش بودم و نگران ۴ شهریور عمل کرد و چند روز تو سی سی یو بود منم که دل نداشتم برم بیمارستان مامان میومد خبر میداد و اشک تو چشاش جم میشد و می گفت دایی از بس درد داره نمیتونه حرف بزنه منم میومدم اونو دلداری میدادم ولی کسی خبر نداشت تو دل خودم چه خبر
به هر حال من قول داده بودم زود به زود آپ کنم ولی حوادث پشت سر هم شدن و نذاشتم من به کارم برسم!
راستی نماز روزه ها قبول چه حالی میده این رمضون میشه کلی جبران کم خوابی ها رو کرد!
منم که بچه پررو تازه همش نق میزم خوابم کمه! تا ۱۰ میخوابم(شاید به نظر خرسا این کم بیاد ولی واسه من که همیشه ۷ نشده بیدارم یه که چی بگم خیلی زیاده
)
میگم این دفعه قول نمیدم ولی سعی میکنم زود آپ کنم
پ.ن:هنوزم از دستم دلخوری؟
پ.ن:مهناز و ساناز سلام میرسونن.. دست بوسن
(یکی کم بود شدن دوتا!)
پ.ن:واسم دعا کنید که خیلی محتاجم این روزای رمضون خدا دعاها رو زودتر قبول میکنه مخصوصا واسه داییم![]()
پ.ن:همتون رو دوست دارم خیلی زیاد فراموشم نکنید ها!![]()

